تبليغاتX
اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

trashyoung

trash

trashyoung

http://trashyoung.blogfa.com

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اين وبلاگ كاملا وبلاگ تفريحي بوده و قصد توهين به هيچكدام از اقشار كشور را ندارد
وتابع مقررات كشور عزيزمان ايران است.درضمن از مطالب قبلی نیز دیدن نمایید.
برای تشویق ما یه نظر هم بدهید کافیه,هزینه هم نداره. می خوای خوش باشی بیا تو

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی
می خوای خوش باشی بیا تو

درباره وبلاگ



لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
ایا خدا هست
موضوع: آیین زندگی
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت؛
آرايشگر گفت: «من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد.»

مشتري پرسيد: «چرا؟»
آرايشگر گفت: «كافيست به خيابان بروی و ببيني، مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟»
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت، به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف. با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت: «ميداني، بنظر من آرايشگر ها وجود ندارند»
مرد با تعجب گفت: «چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم.»
مشتري با اعتراض گفت: «پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟»
آرايشگر گفت: «آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند.»
مشتري گفت: «دقيقا همين است، خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نمیکنند. براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد.»

|+| نوشته شده در 87/03/21 | نوشته شده توسط trash
در راستای اینکه برنج (اعم از چلو، پلو و کته) از محصولات غذایی می باشد و از قدیم در دو نوع خارجی و داخلی عرضه می گردیده و به تازگی هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاده است و هیچکس نگران نباشد و مثل بقیه چیزها حل می شود ان شاءالله؛ دومین مسابقه پرجایزه پنجره عقبی را به شرح زیر اعلام می داریم.

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/03/21 | نوشته شده توسط trash
گله
موضوع:
این همه ادم بیکار میان میرن تو این وب (نصفش خودم هی میام میرم) دریغ از یک نظر که اقا خوب- بد- جمع کن برو- هیچی

|+| نوشته شده در 87/03/20 | نوشته شده توسط trash
مدرنیزه
موضوع: طنز

اصولاً مدرنيته خيلي چيز بديه چون همه چيز و تحت تأثير قرار داده حتي طرز تفکر مردم نسبت به مسائل!البته تاريخ نشون داده که مردان در هر دوره اي از تاريخ براي جلب توجه خانوم ها بايد يه بامبولي سر خودشون پياده مي کردند تا اين موجودات فتنه انگيز ولي در عين حال بسيار خوش خط و خال! يه نيم نگاهي بشون بندازن.اما با گذشت زمان اين خانوم ها که بشدت هم دمدمي مزاج بودند باعث شدن اين مرداي بدبخت براي اينکه روحيه تنوع طلبي زن ها ارضا بشه هي تيپ هاي مختلفي بزنن!خدا ميدونه در آينده چه جوري بايد باشيم تا اين زن ها و دخترا به ما گوشه چشمي نظر بندازند!!!در زير سير تکاملي روش هاي مخ زني در گذر تاريخ رو مشاهده مي نماييد:



در عصر حجر



در اين عصر چون هم زن و هم مرد زبون همديگه رو نمي فهميدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون ديگه نميشد با صحبت کردن و عزيزم ساعت چنده و ببخشيد مستقيم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزني.پس بايد با استفاده از ظاهر و عمليات محيرالعقول يه زن رو به دست ميوردي.از جمله روش هاي مخ زني اين دوره عبارت بودند از:



*
داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشينش شيکتر و با کلاس تر باشد گزينه هاي بهتري گيرش مياد!)



*
داشتن پشم و پيلي در ناحيه سينه آقايون (نکته: پشم و پيلي نام يکي از عضو هاي بسيار مهم و حياتي در بدن مرد هاي قديم بود که نشانه مردانگي هم بود.)



*
داشتن غار بزرگ تر



*
داشتن لباس!(که اين يکي رو فقط مرفهان بي درد اون دوره داشتند)





هدف از مخ زني: بر اساس نقاشي هاي به دست آمده از روي غار ها انجام اين عمليات احتمالاً هيچ هدفي رو دنبال نمي کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکي گوشت دايناسور دير هضمه و بايد فعاليت شديد! داشته باشي تا هضم بشه)





بعد از عصر حجر يه عصري اومد که در اون زن ها خيلي راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلي تلاش کني تا مخشون رو بزني. البته به دليل تلاش هاي زيادي که بعضي از زنان فمنيست جهت حذف کردن اين قسمت تاريخ داشته اند ما اطلاعات دقيقي از اين دوران نداريم.ولي ميدونيم هميشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه يه دوره اي توي تاريخ بوده که مردا حالشو بردند و چيز ديگه اي که ميدونيم اينه که احتمالاً زنهاي اين دوره انسانهاي بسيار فهيم و با منطقي بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکي کلاس بذارند ترشيده مي شن و ميمونن روي دست ننه باباهشون واسه همين هيچوقت نه نميگفتند!!!!





دوره هخامنشي

در اين عصر رن و مرد زبون همديگه رو مي فهميدند ولي هنوز ساعت مچي اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزيزم ساعت چنده مخ يه دختر خانوم رو بزني! و اصولاً زن هاي اين دوره دو دسته بودند يکي زن هاي اشراف زاده و درباري بودند که کافي بود يه تيکه ناقابل بشون بندازي تا حسابت با کرام الکاتبين و شخص داريوش و کورش کبير باشه و دسته ديگه زن هاي رعيت بودند که تنها کاري که بلد بودند آشپزي و آوردن آب از چاه بود!براي همين در اين دوران براي اينکه يک زن خوب رو براي خودت برداري بايد اول کلي زحمت مي کشيدي و روش هاي شمشير زني و ... رو ياد مي گرفتي.بعد ميرفتي توي جنگ شرکت مي کردي.بعد اگه احياناً زنده مي موندي ميتونستي يکي از زن هاي دشمن رو واسه خودت به غنيمت ببري!پس مي بينيم که باز هم علي رغم اينکه انسان بسيار پيشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زني يکي از کار هاي شاق بود!اما براي زدن مخ زنان درباري بايد ويژگي هاي زير رو مد نظر قرار ميدادند:



*
حداقل يکي از اجداد پدري و مادري بايد يه ربطي به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاري باشه(به اصطلاح امروزي آقازاده باشه!!!)



*
داشتن شمشير از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نيزه از جنس برنج (رجوع شود به شرايط گرز در عصر حجر)



*
داشتن ريش بلند (رجوع شود به شرايط پشم! در عصر حجر)



هدف از مخ زني: بر اساس کتيبه هاي به جا مانده از تخت جمشيد هدف از مخ زني داشتن نوکران و کنيزان زياد و خوردن شراب بوده!





دوره قاجار:در اين دوره يه پادشاهي بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه ميدونيم چه مرگش بوده! آره ديگه خلاصه به خاطر اين بلاي خانمان سوزي که اين جناب بش دچار شده بودند(و ايشالله خدا نصيب هيچ مردي نکنه) يه کمي زياد عقده اي شده بودند و به همين دليل نمي تونستند ببينن که يه مردي براي اينکه زن دلخواهش رو به دست بياره عمليات مخ زني انجام بده و هر کسي که اين کارو مي کرد چشماش رو در مي آورد تا عبرت بقيه شه!و کلاً اون عمليات قدغن و غير قانوني بوده. به همين دليل در اون زمان به دليل اين محدوديت فوق العاده روش مخ زني زياد پيشرفتي نکرد و به دليل زير زميني بودن! اطلاعات دقيقي از چگونگي انجام آن در دست نيست.البته بر اساس يک نوشته تاريخي تأييد نشده در اين دوران براي مخ زني بي بي صغرا و ننه سکينه پس از شناسايي دختر مورد نظر(يا همون طعمه) به حمام مي رفتند (در روزي که طعمه هم به حمام مي رفت ) و بدن وي را در حمام ديد مي زدند و در صورت تأييد اين عزيزان و زدن مهر استاندارد و ايزو 9002 ادامه عمليات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاري انجام ميشد و نه پسر دختر رو مي ديد و نه دختر!(به نظر من که خيلي باحال بوده.فکرشو بکنيد يه روز مامانتون بياد بتون بگه عرشيا جان عزيزم امروز ساعت 5 برو کافي شاپ هويج دوست دخترت اونجا منتظرته!)



هدف از مخ زني: داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!





دوره پهلوي:در اين دوره مردم يه کمي زياد سياسي فکر مي کردند و اصولاً زياد توجهي به دختر و مخ و اين حرفا نداشتند و به غير از شهرام شب پره و ابي و فردين بقيه مردا تو فکر براندازي نظام بودند! براي همين حکومت هم براي اين که بياد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا ديگه به سياست فکر نکنن يه مکان هاي تفريحي –بي فرهنگي! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا مي رفتن توش و يه کار هاي بدي رو انجام مي دادن که من الان عرق شرم بر پيشانيم نشسته و نمي تونم بگم!خلاصه در اين دوران هم به دليل سهولت بيش از حد دسترسي به داف! عمليات مخ زني چندان پيشرفتي نداشت . اما خوب بر اساس نسخه هاي به جا مانده از فيلم هاي فارسي آن دوران چند تا کار سخت براي مخ زدن بايد انجام ميشده که عبارت بودند از:



*
فقير بودن و بي خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بي درد اين امر بسيار لازم بوده است)



*
داشتن زور زياد و توانايي دريبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چيز ببخشيد منظورم توانايي کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست اين عادل فردوسي پور!)



*
شباهت ظاهري به محمد علي فردين و بهروز وثوق



*
کشيدن سختي هاي بسيار در دوران کوردکي.



*
داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ريش مدل داريوشي



*
توانايي خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صداي بلند!



*
داشتن ويژگي مردانه در حد دعوت شدن به تيم ملي!(به طور مثال اون دوران يکي از نشانه هاي مردانگي بوي عرق و بوي نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حاليکه امروز اين دو تا بو نشانه آبرو ريزي و بي کلاسيه)



هدف از مخ زني:رسيدن به پول و پله ي پدر پولدار دختر و داشتن زندگي راحت و مرفه!





دوره انقلاب تا چند سال پيش: در اين دوره روش هاي مخ زني تغييري کرد اساسي و به نام خواستگاري تغيير نام داد.يک آقا پسر گل باقالي با يک دسته گل و شيرني همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار هاي اداري لازم! از قبيل تعيين مهريه و شير بها و .... دختر و پسر به صورت رسمي دوست دختر و دوست پسر مي شدند که بهش زن و شوهر مي گفتند!لازم به ذکر است که در انتهاي اين دوره نقش تکنولوژي در مخ زني نمايان شد و سوال حياتي و سرنوشت ساز عزيزم ساعت چنده توسط يکي از پيشگامان عرصه مخ و مخ زني جناب آقاي الف .ي اختراع گشت.و اما ويژگي هاي لازم براي مخ زدن دختر خانوم ها:



*
سر به زير بودن آقا پسر(که واقعاً خيلي شرط سختي بوده)

*
داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژيم شاه

*
داشتن سيبيل جهت نمايش مردانگي



هدف از مخ زني:تشکيل خانواده و داشتن ارتش 20 ميليوني!







دوره امروز: به گواهي تاريخ در هيچ دوره اي به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوري که امروز اگر يک پسر بخواهد مخ دختري را تيليط(تريد) نمايدبايد حتي الامکان و از نظر ظاهري شبيه يک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزديکي کند!

ويژگي هاي اساسي جهت مخ زدن:



*
داشتن ماشين و موبايل و ساير وسايل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژي مي باشد!



*
تسلط به زبان انگليسي جهت گفتن عبارات ok عزيزم- چشم honey –momi وDady رفتن بيرون و من تنهام!-I love u و ....



*
آشنايي به اينترنت و ياهو مسنجر ولي در عين حال انکار کردن اين ويژگي در جمع!



*
نداشتن سيبيل و پشم و پيلي و به طور کلي تمام ويژگي هاي مردانه دوره هاي قبلي



*
به روز بودن (Up to date) در زمينه SMS هاي جديد!



*
داشتن فاميل در کشور هاي اروپايي , امريکايي و حوزه درياي کارائيب!



و هزاران مورد ديگر که شما بهتر از من مي دانيد!



هدف از مخ زني:پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاري جهت حل معضل ازدواج!!



اما يه نکته:تا دو سال پيش اگه دنبال دوست دختر بوديم واسمون به صرفه تر از داشتن همسر بود .چون به هر حال واسه ازدواج نيازمند ماشين و خونه و شغل و .... مي بوديم.اما با اين روندي که داره پيش ميره - و اينکه دختراي اين دوره زمونه به جاي اينکه دنبال يه دوست و همدم باشند انگار دنبال يه جنس اتيغه و لوکس هستند- من پيش بيني مي کنم تا دوسال ديگه ازدواج خيلي با صرفه تر از داشتن دوست دختر باشه.....!



واقعاً من هنوزم نفهميدم هدف از داشتن دوست پسر براي اين دختر خانوم ها کلاس گذاشتن پيش بقيه رفقاشونه يا اينکه داشتن يه دوست خوب و همدم صميمي؟!؟!؟!؟!(البته آقا پسرا زياد حال نکنند که من طرفشون رو گرفتم چون در بعضي از موارد عکس اين قضيه هم صادقه!)راستش اين قضيه رو هيچوقت يادم نميره که يه دختر خانومي که خودش اصلاً قيافه آنچناني نداشت دنبال يه پسر تو مايه هاي براد پيت براي دوستي بود!وقتي بش گفتم خودش با اينکه يه قيافه خيلي معمولي داره و چرا دنبال چيزي تو حد و اندازه هاي خودش نيست به من جواب داد:براي اينکه مي خوام دوست پسرمو به دوستاي دخترم نشون بدم تا حسابي حالشون گرفته شه و پز دوست پسراشون رو واسم ندن!!!


|+| نوشته شده در 87/03/20 | نوشته شده توسط trash
اموزش مخ زنی
موضوع: طنز
این و بخونید اگر کارایی داشت حتما به بقیه توصیه کنید

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/03/20 | نوشته شده توسط trash
ببين... نبين...
موضوع: آیین زندگی

بلبل را ببین که حتی در قفس هم می خواند.
پروانه را ببین که حتی با وجود کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی کشد.
طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسرده اش نساخته.
زرافه را ببین که هرگز گردن کشی نمی کند.

کرم را ببین که بی دست و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته.
جغد را ببین که شب ها چگونه به مراقبه مشغول است.
عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است.
سگ را ببین که تو نجسش می خوانی اما او به تو وفادار مانده.
گوسفند را ببین که چگونه قربانی خوشی ها و نا خوشی های توست.
زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمی آورد و از دشمن دمار.
لاک پشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران درلاک خود پنهان شده.
پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم می شکند و خشم نهفته ات را بیرون می ریزد.
ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می اندازد.
اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت می کند.

و اما:
کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است.
طوطی را نبین چرا که بی اندیشه هر گفته ای را تکرار می کند.
کفتار را نبین چرا که خفت ریزه خواری می کشد.
ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است.
عنکبوت را نبین چرا که تنها به فکر بنای خانه ی خود است.
عقرب را نبین چرا که در دشواری ها به جای حل مسئله، حلال مسئله را می کشد.
و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند.

کتاب کوچک حکمت


|+| نوشته شده در 87/03/20 | نوشته شده توسط trash
راه حل
موضوع: طنز
اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/03/20 | نوشته شده توسط trash

 

 

اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: «ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟»

رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»

مرد با نا امیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

چند سال بعد ماشین همان مرد باز هم در مقابل همان صومعه خراب شد.

راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود، شنید.

صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بازهم گفتند: «ما نمی توانیم این را به تو بگوییم. چون تو یک راهب نیستی»

این بار مرد گفت «بسیار خوب، بسیار خوب، من حاضرم حتی زندگی ام را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

راهبان پاسخ دادند «تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به ما بگویی چه تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین را به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.»

مرد تصمیمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.

مرد گفت:‌«من به تمام نقاط کرده زمین سفر کردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید کردم. تعداد برگ های گیاه دنیا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روی زمین وجود دارد»

راهبان پاسخ دادند: «تبریک می گوییم. پاسخ های تو کاملا صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی. ما اکنون می توانیم منبع آن صدا را به تو نشان بدهیم.»

رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت: «صدا از پشت آن در بود»

مرد دستگیره در را چرخاند ولی در قفل بود. مرد گفت: «ممکن است کلید این در را به من بدهید؟»

راهب ها کلید را به او دادند و او در را باز کرد.

پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد تا کلید در سنگی را هم به او بدهند.

راهب ها کلید را به او دادند و او در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم دری از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد.

و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.

در نهایت رئیس راهب ها گفت: «این کلید آخرین در است». مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل در را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحیر شد. چیزی که او دید واقعا شگفت انگیز و باور نکردنی بود.

.

.

.

.

.

.

.

.

اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید!

.

.

.

.

.

.

 

.

.

لطفا به من فحش ندید! خودمم دارم دنبال اون احمقی که اینو برای من فرستاده می گردم تا حقشو کف دستش بگذارم.


|+| نوشته شده در 87/03/19 | نوشته شده توسط trash
مشخصات friend feed
موضوع: طنز
البته بر همگان واضح و مبرهن است که فرندفید بسیار خوب و دارای مزایا می‌باشد و ما باید آن را دوست داشته باشیم و به آن احترام بگذاریم، زیرا معلم دینی ما گفته است که ازدواج و فرستادن دختران دم بخت به خانه‌ی شوهر کار بسیار خوبی می‌باشد و ما از وقتی وارد فرندفید شدیم دخترانی را می‌بینیم که به قصد رفتن به خانه‌ی بخت در آن‌جا پلاس می‌باشند و ما دوست داریم وقتی بزرگ شدیم با همه‌ی آن‌ها ازدواج کنیم و برای ما ثواب نوشته شود و خدا دعاهای ما را قبول کند و پدرم اجازه بدهد با دخترعمویم  که از ما پانزده سال بزرگتر می‌باشد عروسی کنیم.

فرندفید جای بسیار خوبی می‌باشد زیرا معلم دینی ما گفته‌اند ما باید همواره پیامبران و امامان را دوست داشته باشیم و به آن‌ها احترام بگذاریم و افرادی که داخل فرندفید می‌باشند بسیار مومن می‌باشند و همواره در پایان هر چیزی که می‌نویسند از حضرت اسماعیل تاسی می‌جویند.

من فرندفید را خیلی دوست دارم و به آن احترام می‌گذارم زیرا همواره داخل آن عکس زن‌هایی می‌باشد که لباس پوشیدن بلد نمی‌باشند و من فکر می‌نمایم وقتی دخترعمویم لباس نمی‌پوشد همین شکلی می‌باشد و من همیشه وقتی به دختر عمویم فکر می‌نمایم همین جوری به او فکر می‌نمایم.

من فرندفید را بسیار دارای مزایا می‌بینم زیرا معلم دینی ما گفته‌اند که ما باید همواره به همدیگر عشق و محبت بورزیم و افراد داخل آن‌جا برای هم لایک می‌زنند و به هم عشق می‌ورزند و چند نفر هم به من عشق ورزیده‌اند ولی من به آن‌ها گفته‌ام که فعلآ قصد ازدواج ندارم و آن‌ها گفته‌اند حاضرند تا سال ۹۵ برایم صبر کنند.

و ما از این انشا نتیجه می‌گیریم که فرندفید بسیار خوب می‌باشد و باعث ازدواج جوانان خوشحال این مرز و بوم می‌شود.


|+| نوشته شده در 87/03/19 | نوشته شده توسط trash
چه جوری تو خارج از کشور بفهمیم یک نفر ایرونیه؟

| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/03/19 | نوشته شده توسط trash

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ