تبليغاتX
اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

trashyoung

trash

trashyoung

http://trashyoung.blogfa.com

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

اين وبلاگ كاملا وبلاگ تفريحي بوده و قصد توهين به هيچكدام از اقشار كشور را ندارد
وتابع مقررات كشور عزيزمان ايران است.درضمن از مطالب قبلی نیز دیدن نمایید.
برای تشویق ما یه نظر هم بدهید کافیه,هزینه هم نداره. می خوای خوش باشی بیا تو

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی
می خوای خوش باشی بیا تو

درباره وبلاگ



لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
طالع بینی
موضوع: دانستنیها
اینم یه طالع بینی مصری برید حالشو ببرید

 

در ادامه مطلب مشاهده نمایید


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/06/06 | نوشته شده توسط trash
امان از پر حرفی!!!
موضوع: طنز
الو..
الو بفرمایین
سلام فریده جون خوبی امروز کلی خبر ای جور واجور برات دارم صبحی رفته بودم اداره ناحیه آقای صفایی رو دیدم می دونی بهم چی گفت ؟ یه نامه ای رو از توی کشوی میزش در اورد وگفت شما با مدیر مدرسه نیلوفر دوستید خواهشا بهش بگین یا نامه اداری ننویسن یا یک نفر رو برای نامه نگاری استخدام کنن ببینین خانم این نامه ها کلی غلط املایی داره گفتم مگه چی نوشته گفت : اداره متبوع رو نوشته "اداره مطبوع" تازه این فقط مال نامه امروزشونه نامه هاشونم که اصلا شماره وتاریخ نداره
منم ازت دفاع کردم گفتم : آخه طفلکی ها تازه غیر انتفاعی زدن واین قدرم سرشون شلوغه که هنوز دفتر اندیکاتور را ه ننداختن ولی وقتی اومدم بیرون جات خالی خیلی خندیدم خالا این ماجرا رو ولش کن
دیروز تو جلسه مدیرا هم که غیبت داشتی اما غصشو نخور من یه دروغی سر هم کردم وبه معاون آموزسی گفتم ایشون الان چند روزه که آنفلوآنزا گرفته وشدیدا مریضه چند تا ازمدیرای دیگه هم نبودن حالا بگو موضوع جلسه چی بود همون حرفای تکراری همیشگی فقط راجع به اردوی مدارس قرار شد
الو...
اِ... نپر تو حرفم دیگه بزار حرفمو بزنم چی می گفتم هان هیچی قرار شد تا بعد از امتحانها همه اردوها لغو بشه به غیر از کسانی که قبلا مجوز گرفتن خال مدرسه تو که اصلا اردو نداشته اگه می اومدی جلسه چی میشد هیچی مثل خانم حسینی که می گفت یه بار برای ما بخشنامه زدن که برای فلان طرح تابستونی از بچه ها ثبت نام کنیم هیچکی تو مدرسه ما داوطلب نشد اون وقت چند روز بعد زنگ زدن وگفتن خانم شما برای تصمیم گیری در مورد طرح تابستانی فردا ساعت 9 بیاین اداره دفتر معاون آموزش ابتدایی گفتم آقا ما که اصلا بچه هامون استقبال از این طرح نکردن حالا بیام چه کار کنم گفتن خانم ما ماموریم ومعذور گفتن که شماره شمارو بگیرم بهتون اطلاع بدیم حالا جالبه خانم حسینی می گه من رفتم جلسه از اول جلسه تا آخرش همش چرت می زدم واصلا نفهمیدیم ما تو این طرح سر پیازیم یا ته پیاز حالا اینو ول کن یه خبر بدم برات دارم
یه ساعت پیش توقسمت امور مالی بودم دیدم آقای طالبی که توی قسمت فرهنگیه اومده بود اونجا با مسئول امور مالی دعوا داشت گفتم آقای طالبی قضیه چیه گفت خانم رضایی مگه شما خبر ندارین گفتم از چی گفت کلیه اضافه حقوق ها قطع شده گفتم وا مگه می شه یعنی 50 ساعت اضافه کاری بنده هم باد هوا شده گفت :خانم کجایی خوش به حال شما که تو قسمت آموزشی هستین صبح می آیین درستونو می دین ومی رید اما ما بیچاره ها که تا ساعت دو نیم اینجا کار می کنیم اضافه کاری که هیچ حق ماموریتمونو هم باید با التماس بگیریم دو روز می ریم ما موریت شش روز باید دنبال حق ما موریت باشیم افتضاحه خانم اصلا این آموزش وپرورش از روز اول همین گدا خونه ای بوده که هست خانم تو گرمای تابستون یک کولری روشن نمی کنن اون وقت می خواهی حرف از اضافه کاری بزنی
بیچاره دلش خون بود منم فقط تونستم یه خورده دلداریش بدم
الانم که اومدم مدرسه می بینم این آخر سالی هنوز این قسمت معاونت پرورشی دست بردار نیست سه تا بخشنامه جدید رومیزمه حکایت ما هم داره می شه حکایت خانم حسینی آخر سالی نمی دونیم اول بیاییم جواب بخشنامه ها رو بدیم یا برای امتحانهای بچه ها برنامه ریزی کنیم حالا بخشنامه هم نیست یک کتابچه هست که فقط خوندنش دوروز طول می کشه چه برسه به اجرا کردنش تازه کاش یه تاثیر مثبتی داشتن همش کارهای روبنایی واضافه است کاری که ندارن برای اینکه وقتشون پر بشه مدام می شینن برنامه وطرح وبخشنامه صادر می کنن این قدرم امروز توی اداره ناحیه بالا وپایین شدم و خودمو خسته وکوفه کردم که فراموش کردم دو تا از نامه هامو از دبیر خونه بگیرم حالا خدا کنه تا فردا گمشون نکنن همشم مربوط به کارای عقب مونده مدرسه بود حالا ظهری دو تا از خانما رو نگه داشتم کارای عقب افتاده دیگه رو انجام بدیم زنگ زدم خونه به مریم می گم مامان ظهری یه حاضری چیزی ور دارین بخورین که من گرفتارم نمی آم حالا خوبیش اینه که ناصر غذاش رو توی اداره می خوره چه کار کنیم یه پامون تو خونه است یه پامون تو مدرسه به هیچ کدومم آدم نمی رسه ناصر همش بهم می گه خودتو باز نشست کن بشین تو خونه یه خورده به من وبچه ها بیشتر برس....
الو..
...جونم فریده
ببخشید شما کجا رو می خواستید
...اِ مگه تو فریده نیستی
..نه خانم اشتباه گرفتی
وای .. خاک تو سرم ببخشید خانم ...


|+| نوشته شده در 87/06/05 | نوشته شده توسط trash
Arrow دلاليل شكست ايران در المپيك Arrow

در پي كسب نتايج ضعيف كاروان ورزشي ايران در المپيك 2008 پكن، كميته محرمانه اي، طي نشستي با حضور مسوولان ارشد ورزش كشور، به بررسي علل اين مساله پرداخته و گزارش نهايي خود را تنظيم كرده است.

اين گزارش، هنوز منتشر نشده ولي خبرنگار عصرايران، نسخه اي از آن را به دست آورده است كه حاوي واقعيت هاي شگفت انگيزي است.
متن كامل اين گزارش به شرح زير است:
البته واضح و مبرهن است كه در المپيك چين، همان طور كه رياست محترم سازمان تربيت بدني هم گفته اند، شاهد ناكامي نبوده ايم و اتفاقا اعضاي كميته ملي المپيك كه در هفته هاي اخير در پكن بوده اند، به صراحت گفته اند كه آنجا خيلي بهشان خوش گذشته است. با اين حال از آنجا كه پاسخگويي بخشي جدايي ناپذير از مديريت ماست، علل مدال نياوري فقط 53 نفر از اعضاي كاروان المپيك ايران به شرح زير اعلام مي شود، جهت ثبت در تاريخ:

1- بررسي هاي ما يك واقعيت تكان دهنده را نشان داد و آن هم جابجايي المپيك 2004 و 2008 با يكديگر بوده است. انصافا اگر المپيك 2004 امسال برگزار مي شد، ما هم مي توانستيم همان 6 مدالي كه بچه ها در آتن 2004 گرفتند را بگيريم ولي دست هايي در كار بود كه اين دو با يكديگر جابجا شوند تا فقط يك سوم مدال هاي قبلي را بگيريم.

نكته امنيتي: روابط مشكوك اصلاح طلب نماهاي معلوم الحال با كميته بين المللي المپيك به طور جدي بررسي شود.

2- طرف هاي مقابل ما، با آدم هاي قوي تري آمده بودند و اين اصلا جوانمردانه نبود، آن هم در المپيكي كه بايد مظهر برابري و دوستي و صلح باشد.

3- آرم المپيك خيلي پيچ در پيچ است و حواس بچه ها را بدجوري پرت مي كرده. اگر به جاي آن پنج حلقه مزخرف، چهار تا خط صاف مي كشيدند، آن وقت مي ديديد بچه هاي ما چه غوغايي به راه مي انداختند.

4- همه كساني كه ما را بردند، از دم دوپينگ كرده بودند نامردا! فقط حريفان مراد محمدي و هادي ساعي دوپينگ نكرده بودند كه ديديد چه به روزشان آورديم.

5- راستش را بخواهيد در خيلي رشته ها مي توانستيم برنده شويم و مدال بگيريم اما عمداً دستمان را رو نكرديم تا در المپيك 2012 لندن همه را غافلگير كنيم و الا اگر مي خواستيم مي توانستيم همه مدال ها را درو كنيم. اين يك تاكتيك بود!

6- استكبار جهاني همچنان مانع از برگزاري مسابقات برخي رشته هاي مهم در المپيك است زيرا مي داند كه اگر اين رشته ها راه بيفتد بايد خودش برود بوق بزند. اگر رشته هاي زوو، يه قل دوقل، قايم باشك، عمو زنجيرباف! بله؟، گل كوچيك توي كوچه بن بست و ... المپيكي شوند، مقام اول المپيك روي شاخمان است.

۷- علل ديگري هم وجود دارد كه آنقدر روشن است كه ديگر نيازي به ذكرشان نيست مثل ضعف داوري كه معلوم بود عرب ها داورها را خريده اند، كج بودن زمين و بدي آب و هوا و ...

در پايان پيشنهاد مي شود طي مراسم ويژه اي از علي آبادي، قراخانلو، كفاشيان و ساير عواملي كه ما را در تهيه و تنظيم اين گزارش و كسب دو مدال المپيك ياري كردند، تقدير و تشكر به عمل آيد به ويژه اينكه طبق نظر كارشناسان، مدال برنز كشتي و مدال طلاي تكواندو، مهم ترين مدال هاي المپيك هستند و بقيه مدال ها ارزش چنداني ندارند و آدم بايد دلش پاك باشد.

در ضمن در اين چند روز گذشته، به عزيزان مسوول ورزش مملكت خيلي بدو بيراه گفته اند كه جا دارد نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از ملت بزرگ ايران از همه اين عزيزان به ويژه از آقاي علي آبادي عذرخواهي نمايند.

|+| نوشته شده در 87/06/04 | نوشته شده توسط trash
فرهنگ لغات جدید
موضوع: طنز
معنی بعضی واژه ها در فرهنگ ما: Rolling Eyes
چت: دوستیابی.....؟!!!
دانشگاه: محیطی امن برای آشنایی دختران وپسران
درس:عملی برای رفع بیکاری جوانان
مدرک آقایان: وسیله ای برای کاریابی
مدرک دختران: وسیله ای برای پز دادن در شب خواستگاری
خط عابر بیاده : خط کشی که برای زیبایی در سر تقاطعها کشیده می شود
طناب: وسیله ای برای به دار زدن مجرمان
زندان: بایان همه محدودیت ها
چراغ قرمز : با احتیاط حرکت کنید
د یپلم: کاغذی است که معمولا آن را درِکوزه می گذارند وآبش را می نوشند
مرد: مرد
زن: مرد
اینترنت مخابرات : خواهر زاده لاک پشت
بینی: عضوی ناقص که نیاز به جراحی دارد
چهارشنبه سوری: روز ملی سوانح وسوختگی
زن همسایه : دوربین مخفی
تیمارستان: محلی برای نگهداری انسانهای کم آزار
14 فروردین: روز ملی غم
روزنامه : شیشه پاککن
کتاب: راهی برای گمراه شدن
خواستگاری: آخرین دوستیابی
ماه عسل: آخرین روزهای خوش زندگی زناشویی
دختر دم بخت : پیر زن ازدواج نکرده
گوشت گاو: طلای قرمز
عدالت: از شعارهای انتخاباتی
تفکر: تا اطلاع ثانوی تعطیل
زن جدید : شارژر
زن قبلی : همراه اول
حمام: جایی که همه خوانندگان ازآنجا بر خواسته اند
حافظ: یک روح بیکار وسرگردان که صبح تا شب جواب فالهای آدمهای بیکارتر از خودرا می دهد
مسجد: محلی برای برگزاری مراسم ختم
نمازصبح: نمازی که معمولا در ظهر خوانده می شود
قرآن: کتابی برای استخاره
دیوان حافظ: کتاب رستگاری وسعادت ایرانیان
حق: آنچه عوام الناس بگویند


|+| نوشته شده در 87/06/04 | نوشته شده توسط trash
اگر من هنوز ازدواج نکرده ام…
تقصیر جوش های صورتم است که کسی از من خوشش نمی آید!



تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروسخوان می روم و صلاة ظهر می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم!


تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض شود!



تقصیر بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بیاید!



تقصیر مامان است… مگر نمی گویند مادر را ببین دختر را بگیر؟!



تقصیر پسرعموست که نفهمید عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند!



تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند!



تقصیر مادر شوهر عمه است، می دانم که بختم را او بسته!



تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند!



تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد ازمن خواستگاری کند!



تقصیر تلویزیون است که توی همه سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کنند و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد!



تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنند!



تقصیر دولت است که فکری برای حل بحران ازدواج جوان ها نمی کند!



تقصیر مجلس است که به جای سربازی اجباری، پسرها را مجبور به ازدواج اجباری نمی کند!



تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط جمع بشود!



تقصیر رییس جمهور است که نمی آید مرا بگیرد برای پسرش!!؟!



تقصیر عراق است که کلی از پسرهای آماده ازدواج ما را به کشتن داد!



تقصیر هلند است که همجنس بازی را رواج داد تا مردها دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته باشند!



تقصیر انگلیس است، این که اصلا گفتن ندارد. همه می دانند که همیشه و همه جا کار، کار انگلیس است!



تقصیر سازمان ملل است که روی سردرش نوشته شده”بنی آدم اعضای یکدیگرند” اما مشخص نکرده که مثلا من جیگر کی هستم؟!



تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گمشده ام به هم برسیم!



تقصیر قمر است که روز به دنیا آمدن من در عقرب بوده!



اصلا…
تقصیر خداست که انگار یادش رفت جفت مرا بیافریند

|+| نوشته شده در 87/06/03 | نوشته شده توسط trash
احتمالا اگر در روزگاران قدیم هم نشریات زرد وجود داشتند ، شاهد تیترهای زیر بودیم:



Rolling Eyes

عمومی:

حسن صباح: من عضو القاعده نیستم



اعتراف گالیله: ببخشید، بخاطر تاثیر نوشیدنی غیر مجاز بود که فکر کردم زمین دارد می چرخد



ابو کیهان بیرونی: ابو علی سینا مدرک خود را از دانشگاه هاوایی گرفته است!



پارتی شبانه در قونیه لو رفت./ دستگیری مولانا و میهمانهایش در حین رقص دسته جمعی....

مولانا: از همه پخش کنندگان کتیبه میهمانی خصوصی­ام و همچنین از جدائیها شکایت می کنم!





ورزشی:

سهراب: نتیجه را قبول ندارم،رستم اضافه وزن دارد



احتمال انجام تست دوپینگ از رستم



پخش زنده دربی خانوادگی رستم و سهراب از طریق جام جم



اجتماعی

جویندگان عاطفه در جستجوی شمس تبریزی



مادر فولادزره پس از دریافت جایزه زیباترین زن سال:‌ خبر جراحی پلاستیک من شایعه ای بیش نیست



افزایش شهریه ثبت نام در جندی شاپور



حوادث:

دختر اغفال شده: با او در بوستان سعدی آشنا شده بودم



میرداماد در پزشکی قانونی: خوشحالم که تبرئه شدم.



راز کفشهای گم شده سهراب،‌... سیندرلای قلابی دستگیر شد



حکم اعدام در انتظار قابیل



مذهبی:

برادران یوسف: این یک کار تیمی بود!



"آقای نمرود"! لطفا عوامل تخریب بتخانه را شناسایی کنید.../ تشکیل کمیته حقیقت یاب برای شناسایی متهم



شیطان به اغماء رفت



هنر:

زلیخا: زندگی خود را وقف صحنه(!) کردم



نمایشگاه نقاشی های مانی در نگار خانه ارژنگ



انگشت نگاري از کريستف کلمب در لحظه ورود به خاک آمريکا



بابا طاهر عريان: من در کنفرانس برلين حضور نداشتم



يهودا: تصوير بدي که از من در اذهان عمومي ترسيم شده، غير واقعي و کار فتو شاپ است.... اگر من نبودم کسي سفره شام آخر را جمع نمي کرد...



هارون الرشيد: در هارونيه زنداني سياسي نداريم



چنگیزخان مغول: گزينه حمله نظامي به ايران، فعلا در دستور کار من قرار ندارد.



به دليل عدم رعايت موازين اخلاقي، باغ شداد تا اطلاع ثانوي پلمپ شد.



خودسوزی ققنوسها ربطی به پژو و ایران خودرو ندارد



مجلس سناي روم هشدار داد: ايران در صدد دستيابي به فناوري توليد منجنيق است

غزالی: راهزنها درس خوبی به من دادند... از این به بعد همه اطلاعاتم را روی کول دیسک ذخیره می کنم

ابراز ندامت سلطان مسعود غزنوی: حسنک کجایی؟!

حکم تعلیق باغهای بابل صادر شد


|+| نوشته شده در 87/06/01 | نوشته شده توسط trash
عجب چرخه ای!!!!!1
موضوع: طنز
رئیس به منشی :برای یک هفته سفر خارجی برنامه ریزی کنید.

منشی با همسر خود تماس میگیرد ومی گوید برای یک هفته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم.

همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت میرود و ما می توانیم یک هفته را در کنار هم باشیم.

معشوقه با پسر بچه که او معلم خصوصی اش بود تماس میگیرد و به او می گوید یک هفته کار دارد و نمی تواند برود ...

پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد و می گوید معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما می توانیم این هفته را باهم بگذرانیم.

پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اش تماس می گیرد که این هفته را باید با نوه ام بگذرانم و ما نمیتوانیم به مسافرت برویم.

منشی به همسرش زنگ می زند که برای رئیسم مشکلی پیش آمده و مسافرت لغو شد.

مرد با معشوقه خود تماس می گیرد :ما نمیتوانیم این هفته با هم باشیم. مسافرت همسرم کنسل شد.

معشوقه با پسر بچه تماس می گیرد که این هفته مثل گذشته کلاسمان را ادامه میدهیم.

پسر با پدر بزرگش: معلمم این هفته کلاس را ادامه میدهد.... ببخشید و ما نمی تونیم باهم باشیم

و پدربزرگ (همان رئیس) مجددا با منشی تماس می گیرد گه دوباره برای سفر برنامه ریزی کنی

|+| نوشته شده در 87/06/01 | نوشته شده توسط trash

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ