<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اوقات فراغت(جک,چرت و پرت,مطالب طنز,عاشقی</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/</link>
<description>می خوای خوش باشی بیا تو</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Jan 2009 11:22:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بهونه های موجه برای خودکشی!!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-307.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بهونه های موجه برای خودکشی: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) &lt;STRONG&gt;خیانت عشقتون به شما&lt;/STRONG&gt; : بهترین دلیل برای خودکشی خیانت عشقتون به شماس.اگه حاضر نشد بهتون خیانت کنه می تونین از دوستاتون بخواین تحریکش کنن...یا مثلا مجبورش کنین.اگه متوجه نشدین یا تجربه ندارین می تونین به فیلم &quot;نقاب&quot;(پوکر)مراجعه کنید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ب) &lt;STRONG&gt;بیکاری&lt;/STRONG&gt; : شکر خدا تو مملکت عزیز ما چیزی که از در و دیوار می باره کاره...و الحمدالله که هیچ بیکاری تو این مملکت پیدا نمی شه که دستش به دهنش نرسه.ولی شما حتما باید خودکشی کنید.با هیچکسم شوخی ندارین.پس هر جوری شده با صاحبکار یا رئیستون دعوا کنین...یا حتی کتکش بزنین.شما که قرار نیست زنده بمونین تا دیه پرداخت کنین.پس حتی می تونین اونو کاردی کنین. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ج) &lt;STRONG&gt;بی پولی&lt;/STRONG&gt; : خوب...وقتی بیکار باشین...بی پولم هستین دیگه...تعریف نداره دیگه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;د) &lt;STRONG&gt;بی پدر مادری&lt;/STRONG&gt; : بطور کلی همه افراد قاچاقچی و بد و بی تربیت و پدرسوخته ایران بی پدر مادرن.پس شمام بخاطر اینکه هیچکدوم از اینا نشین می تونین ازش یه دلیل محکم واسه خودکشی بسازین. &lt;BR&gt;ه) مرض خونی : با گرفتن یه مرض خونی می تونین خیلی راحت خودکشی کنین.من چن نمونه رو با توضیحات خدمتتون عرض می کنم و شمام هر کدومو که به نظرتون بهتر بود انتخاب کنین...انتخاب حق شماست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1) &lt;STRONG&gt;ایدز&lt;/STRONG&gt; : که فوق العاده بیماری با کلاسی شده این روزا و هر کی ایدز داشته باشه می گن طرف چقد حرفه ای بوده و با چن نفر چیز داشته که اینچوری شده.من خودم از بین بیماریای خونی ایدز رو بهتون پیشنهاد می کنم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;2) &lt;STRONG&gt;هپاتیت&lt;/STRONG&gt; : که چن نوعه.هپاتیت آ ، هپاتیت بی ، هپاتیت سی ، چهل ، پنجاه ، پنجاه و هشت &lt;BR&gt;3)&lt;STRONG&gt; سل&lt;/STRONG&gt; : اینم یه جورایی خونیه دیگه... هی خون بالا میارین و به همه کشور می تونین خون اهدا کنین.اینم بد نیست.هدفش خیره دیگه... &lt;BR&gt;4) &lt;STRONG&gt;اسهال خونی&lt;/STRONG&gt; : این برعکس بالاییه.سل خونو از پایین میاره بالا ولی اسهال خونی ، خون رو از بالا میاره پایین.این یکم بی کلاسه.آخه زشته دیگه... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و) &lt;STRONG&gt;مرض جسمی&lt;/STRONG&gt; : مثل سرطان.خیلی راحت...البته نمی دونم چطوری می شه انواع سرطان رو گرفت ولی اگه حتما می خواین این راه رو انتخاب کنین مصرف زیاد سیگار به طور روزانه و مداوم رو بهتون پیشنهاد می کنم.هم واسه پوست خوبه هم واسه سرطان. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ز) &lt;STRONG&gt;مرض روانی&lt;/STRONG&gt; : مثلا سادیسم...یا مارکسیسم...یا مائوئیسم...یا یه چیزی تو همین مایه ها.تازه موقع خودکشی هم احساس ناراحتی ندارین که می رین جهنم.چون عقل ندارین دیگه...دیوونه هام که می گن جاشون تو بهشته مسه نریمان . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ح) &lt;STRONG&gt;مرض الکی&lt;/STRONG&gt; : همینجوری واسه کلاس دادن به خودتون بدون بی دلیل خودکشی کنین. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه های خودکشی: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) &lt;STRONG&gt;با کش خودتونو دار بزنین. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;خوبی این روش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و قبل از مرگ کاملا تکونده می شین.مث فرش... &lt;BR&gt;ولی بدیش اینه که مث یویو بالا پایین می شین و هر چی تو دل و روده تون هس رو از بالا و پایین پس می دین و... طبیعتا این نمی تونه منظره قشنگی برای بقیه باشه. &lt;BR&gt;توصیه : قبل از این روش چن روزی غذا تخورین و بجای غذا از قرص ملین یا مسهل استفاده کنین. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) &lt;STRONG&gt;با قرص رگتونو بزنین.&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;خوبی این روش اینه که چون با قرص مسکن رگتونو می زنین دیگه احساس درد نمی کنین چون مسکن درد رو ساکت می کنه. &lt;BR&gt;ولی بدیش اینه که باید خیلی قرص بخرین.یعنی هی با قرص بکشین رو رگ دستتون تا بالاخره پاره بشه دیگه. &lt;BR&gt;توصیه : از قرصای قوی مث ترامادول ، کلونازپام ، اگزوسپام یا لوراسپام استفاده کنین.مقام های بعدی رو به ترتیب دیازپام ده میلی ، دیازپام پنج میلی و استامینوفن کدوئینه در اختیار می گیرن.مقام آخرم به استامینوفن می رسه. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) &lt;STRONG&gt;با غذای&lt;/STRONG&gt; یه سالتون برین بالای برج میلاد و در پشت بومش رو قفل کنین و کلیدش رو از بالا بندازین پایین.بعد همون بالا می شینین و هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.هی می خورین و هی مردم رو تماشا می کنین.اینقد می خورین و چون به دستشویی دسترسی ندارین می ترکین. &lt;BR&gt;خوبی این روش اینه که اصلا احساس ضعف و گشنگی نمی کنین. &lt;BR&gt;ولی بدیش اینه که بدجوری دچار فشار درونی - بیرونی می شین... و طبعا وقتی جنازه تونو پیدا کنن منظره قشنگی رو ندیدن. &lt;BR&gt;توصیه : واسه کوتاهتر کردن زمان خودکشی با خودتون یه چوب پنبه درشت هم ببرین(نکته کنکوری) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) &lt;STRONG&gt;با برق خودتونو گازانبری کنین. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;خوبی این روش اینه که در جا می شین چوب خشک...مث چوب کبریت.ظاهرتونم خیلی قشنگ و تمیز می مونه. &lt;BR&gt;ولی بدیش اینه که خیلیا فکر میکنن اتفاقی مردین و اصلا خودکشی در کار نبوده. &lt;BR&gt;توصیه : افرادی که دچار مرض الکی هستن و واسه کلاس و جلب توجه می خوان خودکشی کنن می تون از روش &quot;برق و گاز انبر&quot; استفاده کنن.با این تفاوت که ظاهرا از روی اشتباه و هواس پرتی بجای سیم برق ، سیم تلفن رو تو دست می گیرن&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jan 2009 11:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=307</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-307.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدرت تصمیم گیری!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-306.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;کوهنوردي می‌خواست از بلندترین کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود. &lt;BR&gt;شب، بلندی های کوه را تماماً در برگرفته بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود و ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه های سیاهی را در مقابل چشمانش می دید. و احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله قوه جاذبه او را در خود می گرفت. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه ی رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است. &lt;BR&gt;ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد: &lt;BR&gt;&quot; خدایا کمکم کن&quot; &lt;BR&gt;ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد: &lt;BR&gt;&quot; از من چه می خواهی؟ &quot; &lt;BR&gt;- ای خدا نجاتم بده! &lt;BR&gt;- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟ &lt;BR&gt;- البته که باور دارم. &lt;BR&gt;- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است را پاره کن! &lt;BR&gt;.... یک لحظه سکوت... و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد. &lt;BR&gt;چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود. &lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Jan 2009 10:36:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=306</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-306.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهلت.</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-305.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;داستان كوتاه فوق العاده زيباي مهلت خدا براي زندگي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يك خانم 45 ساله كه يك حملهء قلبي داشت و در بيمارستان بستري بود . در اتاق جراحي كه كم مونده بود مرگ را تجربه كند خدا رو ديد و پرسيد آيا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز ديگه عمر مي كنيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در وقت مرخصي خانم تصميم گرفت در بيمارستان بماند و عملهاي زير را انجام دهد كشيدن پوست صورت-تخليهء چربيها(ليپو ساكشن)-عمل سينه هاو جمع و جور كردن شكم . آرايش موها و سفيد كردن دندانها و ... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در وقت گذشتن از خيابان در راه منزل بوسيلهء يك كاميون كشته شد . وقتي در برزخ با خدا روبرو شد از او پرسيد:: مگر شما نفرموديد من 43 سال ديگه فرصت دارم چرا شما مرا از زير كاميون بيرون نكشيديد؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدا جواب داد : اين قدر خودتونو تغيير داديد من شمارو تشخيص ندادم!!!&quot;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Jan 2009 11:54:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=305</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-305.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نسخ قدیمی روزنامه ها</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-304.aspx</link>
<description>احتمالا اگر در روزگاران قدیم هم نشریات زرد وجود داشتند ، شاهد تیترهای زیر بودیم: 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اين روزنامه ها با مشقت جمع آوري شدنا الكي از روشون نگذريد  :lol: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تيتر عمومی:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حسن صباح: من عضو القاعده نیستم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اعتراف گالیله: ببخشید، بخاطر تاثیر نوشیدنی غیر مجاز بود که فکر کردم زمین دارد می چرخد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابو کیهان بیرونی: ابو علی سینا مدرک خود را از دانشگاه هاوایی گرفته است! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پارتی شبانه در قونیه لو رفت./ دستگیری مولانا و میهمانهایش در حین رقص دسته جمعی.... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مولانا: از همه پخش کنندگان کتیبه میهمانی خصوصی­ام و همچنین از جدائیها شکایت می کنم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تيتر ورزشی:&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سهراب: نتیجه را قبول ندارم،رستم اضافه وزن دارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احتمال انجام تست دوپینگ از رستم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پخش زنده دربی خانوادگی رستم و سهراب از طریق جام جم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تيتر اجتماعی&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جویندگان عاطفه در جستجوی شمس تبریزی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مادر فولادزره پس از دریافت جایزه زیباترین زن سال:‌ خبر جراحی پلاستیک من شایعه ای بیش نیست &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;افزایش شهریه ثبت نام در جندی شاپور &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تيتر حوادث&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختر اغفال شده: با او در بوستان سعدی آشنا شده بودم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میرداماد در پزشکی قانونی: خوشحالم که تبرئه شدم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راز کفشهای گم شده سهراب،‌... سیندرلای قلابی دستگیر شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکم اعدام در انتظار قابیل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تيتر مذهبی: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادران یوسف: این یک کار تیمی بود! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot;آقای نمرود&quot;! لطفا عوامل تخریب بتخانه را شناسایی کنید.../ تشکیل کمیته حقیقت یاب برای شناسایی متهم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیطان به اغماء رفت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;تيتر هنر&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زلیخا: زندگی خود را وقف صحنه(!) کردم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمایشگاه نقاشی های مانی در نگار خانه ارژنگ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگشت نگاري از کريستف کلمب در لحظه ورود به خاک آمريکا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بابا طاهر عريان: من در کنفرانس برلين حضور نداشتم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يهودا: تصوير بدي که از من در اذهان عمومي ترسيم شده، غير واقعي و کار فتو شاپ است.... اگر من نبودم کسي سفره شام آخر را جمع نمي کرد... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هارون الرشيد: در هارونيه زنداني سياسي نداريم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنگیزخان مغول: گزينه حمله نظامي به ايران، فعلا در دستور کار من قرار ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به دليل عدم رعايت موازين اخلاقي، باغ شداد تا اطلاع ثانوي پلمپ شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودسوزی ققنوسها ربطی به پژو و ایران خودرو ندارد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجلس سناي روم هشدار داد: ايران در صدد دستيابي به فناوري توليد منجنيق است &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غزالی: راهزنها درس خوبی به من دادند... از این به بعد همه اطلاعاتم را روی کول دیسک ذخیره می کنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابراز ندامت سلطان مسعود غزنوی: حسنک کجایی؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حکم تعلیق باغهای بابل صادر شد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Jan 2009 07:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=304</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-304.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شخصیت های مشهور کارتونی پس از بازنشستگی چه کردند؟</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-303.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt; 
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;شخصیت های مشهور کارتونی پس از بازنشستگی چه کردند&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;IMG alt=Arrow src=&quot;http://www.kocholo.org/modules/Forums/images/smiles/icon_arrow.gif&quot; border=0&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;شنل قرمزی:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) به دلیل پوشیدن لباس های شهرت و جلوه نمایی به جرم تبرج دستگیر شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) پس از کسر شش امتیاز از پرسپولیس خود کشی کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) پس از مطالعه کتاب «عالی جناب سرخ پوش و عالی جنابان خاکستری» خود کشی کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) به تلاش برای ایجاد انقلاب مخملی متهم شد و اعتراف کرد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;لوک خوش شانس:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) بدون افتتاح حساب یا تکمیل موجودی،برنده قرعه کشی حساب کول انداز بانک آمریکائیان شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) توسط برادران دالتون دستگیر شد و به زندان آلکاتراس منتقل شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) همچنان با جالی و بوشفگ به سفر های ایالتی می رود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) آخرش از دست سگ گاگولش بوشفگ سکته کرد مرد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;میگ میگ(رود رانر):&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) در اتوبان شهید همت توسط پلیس گشت نامحسوس شناسایی و شطرنجی شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) به خاطر عبور از سرعت نور با انرژی تبدیل شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) در تصادفات رانندگی کشته شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) توسط گرگ منافق کوردل خورده شد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;گرگ:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) میگ میگ را خورد، چند درصد از دریای مازندران را هم روش! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) به عنوان مهندس در ایران خودرو موتور های پژو 405 را بهینه سازی می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) بی خیال میگ میگ شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) با استفاده از تجهیزات هسته ای صلح آمیز بلاخره میگ میگ را ترکوند! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;چوپان دروغگو:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) به واسطه فرهنگ سازی سر به راه شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) با عبور قیمت گوشت از مرز کیلویی n هزار تومان میلیاردر شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) دروغش به عنوان دروغ برتر اول آوریل برگزیده شد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) گوسفندانش را فروخت و نیسان(ماکسیما!!) خرید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;سه کله پوک:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) در مقطع کاردانی دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل شدند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب)در دانشگاه سراسری مشغول به تحصیل شدند.(این گزینه صرفا&quot; برای پررو نشدن دانشجویان سراسری می باشد و هیچ ارزش دیگری ندارد!) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) با هم دیگه شرکت ساختمانی تاسیس کردند و زدن تو کار بساز بفروش و میلیاردر شد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) گروه موسیقی تشکیل دادن و آلبوم دادن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و) به امارات ترانسفر شدن! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;مخمل:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) پس از مرگ مادر بزرگه تمام اموال وی را بالا کشید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) پس از گذراندن یک دوره کلاس «بافندگی» به افغانستان رفت و فیلمساز شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) یک مرغداری احداث کرد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) به دانشگاه رفت و از آقا مراد هم «پیشی» گرفت! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;ای کیو سان:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) موهاشو بلند کرد و پشت مو گذاشت! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) به علت کمبود برق و روشنایی به استخدام وزارت نیرو درآمد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) هر سال در کنکور سراسری از جلسه کنکور اخراج می شه.(به علت ایجاد سر و صدای زیاد هنگام فکر کردن!) &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) سایو جان رو پیچوند و با یانگوم ازدواج کرد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;BR&gt;گجت:&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف) با انفجار یکی از نامه های ماموریتش ، ترکید ! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ب) ندانسته با استخدام رییس کُلا (فرهنگ) درامد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ج) بازرس آژانس شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;د) به دلیل توانایی های فیزیکی برج ساز شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 07:55:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=303</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-303.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>توجه!!!!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-302.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;قابل توجه کسانی که به هر حربه ای برای جلب &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;comment&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; بیشتر ( نظر) متوسل میشوند.&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;منقول است که شیخ تبرزین در کتاب جوامع الاراجیف در مذمت کامنت ننوشتن (بله! اون زمان هم وبلاگ بوده) آورده است که&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دیدم شخصی وبلاگی را خواند و کامنت ننوشته خارج شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;گفتمش:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;تــو اردکـــــی یا غـــــازی امدی زیارت یا که چش چرونی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;تــو کــه وبـلاگ میــخونی فـــــارســـی رو هـــم مــیــدونی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;کــامــنـت بـذار بــراشــون نــــگــــن نــا مــهربــــونـــــــی&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;( میتونید یکم خشن ترش کنید و به جای کلمه ی نامهربانی کلمه ی مناسب تری بذارید )&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;و در مدح کامنت نوشتن آمده است:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;هر کس وبی را خواند یا حتی نخواند! و در آن کامنتی نوشت 1024 در 768 ثواب برای او نوشته میشود.( توضیح:رقم سمت راست معرف ثواب در دنیا و رقم سمت چپ ثواب در آخرت است )&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آورده اند که مستحب است با کلیک راست وارد شویم ( میدونم سخته! )&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;شکیات:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اگر بین دو صفحه شک کردیم در صفحه قبل کامنت گذاشتیم یا نه دو حکم دارد :&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اگر قبل از &lt;/STRONG&gt;&lt;/B&gt;&lt;STRONG&gt;dc&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; شدن بود احتیاط واجب است که برگردیم و کامنت بگذاریم. ولی اگر &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;dc&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; کردیم باز احتیاط واجب است که برگردیم و کامنت بگذاریم.( &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;dc&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; در مسائل قبل گفته شد )&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;اگر خواننده دید که در نوشتن کامنت به حرج است. مثلا کسی که دستش چلاق است. باز احتیاط واجب است برگردیم و کامنت بگذاریم.&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;( می تونید از &lt;/STRONG&gt;&lt;/B&gt;&lt;STRONG&gt;Speech Recognition&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; ویندوز ویستا کمک بگیرید... گفتم وسط این اراجیف یه مطلب علمی هم گفته باشم )&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 08:41:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=302</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-302.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دلم تنگه!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-301.aspx</link>
<description>گفتم : خداي من ، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لحظات شانه هاي تو کجا بود ؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من تکيه کرده بودي ، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي . من همچون &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتم : پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي ، اينگونه زار بگريم ؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باشي و از حوالي آسمان ، چرا که تنها اينگونه مي شود تا هميشه شاد بود .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي ، تو هرگز گوش &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ناکجاآباد هم نخواهي رسيد .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت : روزيت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، پناهت دادم تا صدايم کني ، چيزي نگفتي ، &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بارها گل برايت فرستادم ، کلامي نگفتي ، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بنده ي من بودي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي ؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت : اول بار که گفتي خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم ، تو باز&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر ، من مي دانستم تو بعد از علاج درد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر خدا گفتن اصرار نمي کني وگر نه همان بار اول شفايت مي دادم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... </description>
<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 08:33:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=301</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-301.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رازهای موفقیت!!!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-300.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي به جايي برسند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان با تطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد، بگذاريد براي يک بار هم که شده يک بچه آريستوکرات دنبال معنويت بدود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر پدرِ پولدار نشد لااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گنده گویی کنيد. به هرکس مي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يک گنده گویی موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان (c.v) مفيدتر است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حتا اگر خال زشتي هم روي صورتتان داريد با «محمد رضا شريفي نيا» طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم از شما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبديل به سوپراستار دست نيافتني مي شويد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصله داريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترين خواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دم منزلتان. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لازم نيست پدربزرگ خيلي پولداري براي خود تهيه کنيد كافيست فقط يک خانه ي کلنگي حوالي شاسكول آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ي آخرت راهنمايي کنيد. سپس خانه را بکوبيد و با چند فرغون بتُن ، پي ريزي کنيد و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض هاي هندی را هم عَلَم کنيد و تيغه بزنيد و آن را متری (قيمت پايه) يک ميليون و سيصد معامله کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد در زلزله تهران خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخود نکنيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;توليدي« خنزر پنزر » بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها مي سازند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در يک شرکت دولتي استخدام شويد. از هرکس به دستتان رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا برويد به آنجا که رسيديد يادتان نرود روي ماه خدا را ببوسيد. در ضمن به ياد داشته باشيد کسي که نخواهد بالا برود غيرمستقيم قبول کرده نردبان اين و آن باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را که ديديد «دريبل» بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.براي مطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر هيچ هوش و استعدادي نداريد لااقل کُشتي بگيريد. براي فتيله پيچ کردن يا اجراي «سَگَک دوبل »که نبايد استعداد خدادادي داشت، «خر زور بودن» کفايت مي کند. يکي دو سال کشتي بگيريد بعد کانديداي شوراي شهر بشويد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارت تبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاين» به نان و نوايي مي رسيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشم همکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقت اداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند&lt;/STRONG&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 07:51:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=300</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-300.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ببین و نبین!</title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-299.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بلبل را ببین که حتی در قفس هم می خواند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پروانه را ببین که حتی با وجود&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کوتاهی عمر، از پرواز دست نمی کشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;طاووس را ببین که زشتی پاهایش، افسرده اش&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نساخته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زرافه را ببین که هرگز گردن کشی نمی کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کرم را ببین که بی دست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و پا بودنش، او را از حرکت باز نداشته&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جغد را ببین که شب ها چگونه به مراقبه&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;مشغول است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عقاب را ببین که چگونه چشمانش را به هدفش دوخته است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سگ را ببین&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;که تو نجسش می خوانی اما او به تو وفادار مانده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;گوسفند را ببین که چگونه قربانی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خوشی ها و نا خوشی های توست&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زنبور را ببین که چگونه از گل شهد برمی آورد و از&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دشمن دمار&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لاک پشت را ببین که چگونه شجاعانه به جای لاک دیگران درلاک خود پنهان&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شده&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پشه را ببین که چگونه غرور و عظمت تو را در هم می شکند و خشم نهفته ات را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بیرون می ریزد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ماهی را ببین که چگونه سودای کرمی کوچک او را به دام می&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اندازد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اسب را ببین که چگونه از روی نجابت به ولی نعمت خود خدمت می&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و اما&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کرکس را نبین که پیوسته در انتظار مرگ دیگران است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;طوطی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;را نبین چرا که بی اندیشه هر گفته ای را تکرار می کند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کفتار را نبین چرا که خفت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ریزه خواری می کشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ملخ را نبین چرا که تاراجگر زحمات دیگران است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عنکبوت را&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;نبین چرا که تنها به فکر بنای خانه ی خود است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;عقرب را نبین چرا که در دشواری ها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به جای حل مسئله، حلال مسئله را می کشد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و پرندگان را ببین که چگونه به هنگام&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آشامیدن، نظری نیز به آسمان دارند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;کتاب کوچک حکمت&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 11:37:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=299</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-299.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت های دخترا با خانم های مسن چیه؟ </title>
<link>http://trashyoung.blogfa.com/post-298.aspx</link>
<description>&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;تفاوت های دخترا با خانم های مسن چیه؟&lt;/SPAN&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا بعد از اتمام برنامه اشون می رن خونه و منتظر می شن که نامزداشون تلفن بزنه و برنامه رو اعلام کنه. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خانم های مسن خودشون برنامه رو می چینن و به شوهر می گن که چیکار کنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا می خوان که مردشون رو کنترل کنن. &lt;BR&gt;خانم های مسن می دونن که اگه مردشون حقیقتاً مال اونا باشه، دیگه نیازی به کنترل کردنشون ندارن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا همیشه آمار دارن که چه مدته باهاشون تماس نگرفتی. &lt;BR&gt;خانم های مسن سرشون خیلی شلوغه که بفهمن شما تماس گرفتی یا نه. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا خیلی می ترسن که تنها بمونن. &lt;BR&gt;خانم های مسن به این ایمان دارن که تنها بودن زمانی است برای رسیدن به کارهایی که وقت نکردن بهشون برسن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا به مردهای خوب زیاد توجه نمی کنن. &lt;BR&gt;خانم های مسن به مردهای بد زیاد توجه نمی کنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا یه کاری می کنن که شما زود بیای خونه. &lt;BR&gt;خانم های مسن یه کاری می کنن که شما خودتون مایل باشی برگردی خونه. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا همیشه نگرانن که یه موقعی نکنه برا مردشون زیبا و جداب نباشن. &lt;BR&gt;خانم های مسن می دونن که اونا برا مردشون زیبا و جذابند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا سعی می کنن که زمان اضافی ای برای مردشون نمونه. (تا نرن با دوستانشون گردش و تفریح). &lt;BR&gt;خانم های مسن می دونن که یکم زمان دادن به مردشون می تونه زندگی رو بهتر کنه حتی اون موقع هم اونا می تونن یکم از زمانشون رو با دوستانشون بگذرونن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا فکر می کنن مردی که گریه کنه ضعیفه. &lt;BR&gt;خانم های مسن وقتی با این صحنه روبرو می شن به مردشون دستمال و حوله تعارف می کنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترای جوان وقتی یک مرد ناراحتشون می کنه، تلافیش رو می خوان همه مردا پس بدن. &lt;BR&gt;خانم های مسن می دونن که اون فقط یک مرده که اینکار رو کرده و بقیه بی گناهن &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترای جوان وقتی عاشق یکی می شن، دیگه هیچ کس رو نمی بینن بجز کسی که عاشقش شدن! اگه از طرفشون رانده بشن، خیلی براشون سخت میشه. &lt;BR&gt;خانم های مسن می دونن که اگه اونا عاشق یکی بشن، ممکن اون طرف عاشقشون نباشه. برا همین اگه یه جورایی رونده شدن زیاد به دل نمی گیرن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترای جوان وقتی یه مطلبی رو می خونن یا یه چیز یاد گرفتنی رو کسب می کنن، برا خودشون می ذارن و قیافه می گیرن. &lt;BR&gt;خانم های مسن وقتی یه چیزی رو کسب می کنن سعی می کنن به همه خانم ها و آقایون اطرافشون منتقلش کنن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترای معنی کار دارم و الآن سرم شلوغه و نمی تونم حرف بزنم رو نمی دونن. &lt;BR&gt;خانم های مسن سعی می کنن که در زمان های پرکار مزاحم مردشون نشن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا همیشه منتظرن مورد آزار قرار بگیرن و سریع نسبت به طرفشون جبهه بگیرن. &lt;BR&gt;خانم های مسن اگه همچین مسئله ای پیش بیاد سعی می کنن سریع طرفشون رو ببخشن. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;********** &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دخترا نسبت به طرز برخورد طرف مقابلشون حساسند. &lt;BR&gt;خانم های مسن سعی می کنن طرفشون رو درک کنن.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN class=postbody&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 12:40:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=trashyoung&amp;postid=298</comments>
<dc:creator>trashyoung</dc:creator>
<guid>http://trashyoung.blogfa.com/post-298.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
